تآثیر ستراتژیک خروج قوای خارجی


  • 3 کاله دمخه (21/09/2020)
  • دوکتور م ، عثمان تره کی
  • 1057

 س از 2014 م در افغانستان

متن صحبت نویسنده  در کانفرانس « صلح و دیموکراسی »

الف . امنیت
       بُعـد داخلی :
  پس از خروج قوای خارجی اورگان های امنیتی توان تآمین امنیت را ندارند .  زیرا :
ــ  فاقد انگیزه عمومی ، ملی و عقیدوی مقابله با مخالفین اند و با روحیه ستیزه جویی قومی تشکل فکری یافته اند .
ــ به دلیل ترکیب   90 فیصد از اقلیت های  قومی بی بهره از پوتانسیل انسانی برای مقابله با مخالفین اند. 
ــ فاقد  دسپلین وآگهی مسلکی اند و  تجهیزات لازم برای جنگیدن ندارند  . 
  ائتلاف نظامی بین المللی ( ا ، ن ، ب ) برای توجیه آغاز و ادامه جنگ در افغانستان باید از طریق تبلیغات وسیع دشمن تراشی میکرد . این دشمن « طالب » نام گرفت . غول تبلیغاتی ممالک غربی از طالب « هیولا »  ساخت که میباید از طریق جنگ نابود شود . وحشت ازین هیولا اقشار وسیع تعلیم یافته و روشنفکر فرصت طلب را در جبهه جنگ و اشغال علیه مخالفین مسلح قرار داد . بنام دیموکراسی ، حقوق بشر و مبارزه ضد تروریزم جنایت های وحشتناکی صورت گرفت .
  طی ده سال ترس از آنچه غربیان « طالب »  نامیده اند ، انگیزه اتحاد مرکبات اردو و جنگ با مخالفین مسلح میشد. این ترس در عین حال زمینه همکاری اردو را با ( ا ، ن ، ب ) مساعد میساخت. 
  رخنه مخالفین مسلح در اردو و سازماندهی حملات داخلی نشان میدهد که اکنون  توطئه هیولا سازی طالب افشآ شده و ترس از طالب جای خود را به ترس از قوای( ا ، ن ، ب )  خالی کرده است . اردو به مرکز تقابل منافع و عصبیت های قومی ، عقیدوی و سیاسی بدل شده  و با ترکیب غیر متجانس در تشخیص دوست از  دشمن در وضع سردرگمی و بلاتکلیفی بسر میبرد .
این حالت سردرگمی به سهولت زمینه نفوذ مداخلات کشور های همسایه و منطقه را پس از خروج  ( ا ، ن ، ب ) از افغانستان در قوای مسلح فراهم میسازد : اردو به مرکز کشمکش و احتمالآ سازماندهی کودتا های متواتر مولود دخالت کشور های همسایه تبدیل خواهد شد . 
  انتقال مسئولیت های امنیتی از ( ا ، ن ، ب ) به قوای مسلح افغانی که قوت های اشغالگر آنرا 
زیر عنوان  « افغانی ساختن جنگ » تجلیل کرده اند ، آتش جنگ قومی را بکمک مداخله گران خارجی مشتعل خواهد ساخت . در یک طرف این جنگ اردوی قومی و تنظیمی و طرف دیگر آن مخالفین مسلح که اکثرآ از پشتون ها ترکیب شده است ، قرار خواهد داشت . در عقب هر دو جناح ممالک همسایه و منطقه موضع خواهند گرفت . 
  بنآ افغانی ساختن جنگ ( پروگرام نهایت ماجراجویانه ) به مفهوم  « لبنانی ساختن » جنگ افغانستان است ، که بگمان اغلب برخی کشور های عضو ( ا ، ن ، ب ) آنرا انگیزه ضرورت مداخله و دوام حضور خود در منطقه قیاس میکنند .
 بُعد خارجی  :
      با استفاده از خلآ امنیتی  ناشی از خروج بدون پروګرام  ( ا ، ن ، ب ) ، کشور های همسایه و منطقه بار دیگر گروه های قومی و مذهبی را تمویل و تجهیز خواهند نمود : ایران در حمایت از هزاره ها و تاجک ها ، پاکستان در پشتی بانی از پشتون ها  و روسیه در جانبداری ائتلاف شمال قرار خواهد گرفت . دهه جنگ های داخلی با شدت بیشتر تکرار خواهد شد . 
  به تدریج اسلام سیاسی به کمک پاکستان خلآ امنیتی در افغانستان را اکمال خواهد کرد . به مساعدت پاکستان زمینه مساعدی برای نفوذ سیاسی و اقتصادی چین فراهم خواهد آمد . تعادل قوآ در منطقه بر ضد غرب که خاطره اشغال ، جنگ  و خشونت آن در حافظه عوام زنده خواهد بود ، تغییر خواهد کرد . با شمول افغانستان در جمع کشور های شانگای نفوذ غرب در افغانستان عملآ پایان خواهد یافت . مگر آنکه کشور های غربی با کمک های بیدریغ اقتصادی و حفظ پایگاهای نظامی ( موضوع نهایت جنجال برانگیز )  افغانستان را قهرآ در حلقه نفوذ خود نگاه دارد . 

ب . اقتصاد و ژیوپولتیک 
بُعـد داخلی : 
  افغانستان دارای اقتصاد مصرفی است . بودجه عادی و انکشافی در حد 80 فیصد از مدرک کمک های خارجی و قروض بانک های بین المللی تمویل میشود.
  کمبود ظرفیت هضم کمک های خارجی ، رشد اقتصادی را بطی خواهد ساخت . 
  پس از خروج قوای خارجی پابندی به تعهد پرداخت 16 ملیارد دالر کمک در کانفرانس اخیر توکیو برای تآمین ثبات نسبی اقتصادی ارزش حیاتی دارد . 
  افغانستان باید دارای اداره با ظرفیت ، سالم و مورد اعتماد جامعه بین المللی باشد تا کمک های وعده شده خارجی را جلب کرده بتواند .
 بُعد خارجی :
  جلب متوازن  سرمایه های کشور های غربی و ممالک منطقه باید مبنای سیاست اقتصادی آینده افغانستان باشد .
  فعلآ چین در سکتور های مهم اقتصاد افغانستان سرمایه گذاری هنگفت کرده است .این امر احتمالآ موازنه ژیوپولتیک را از مجرای نفوذ چین در افغانستان ، در منطقه تغییر خواهد داد : پلان تمدید لوله گاز ترکمنستان ، افغانستان ، تاجکستان و سیکیانگ ( چین ) ، عملآ پروگرام پایپ لاین ترکمنستان ، افغانستان ، پاکستان و هند را که بکمک کمپنی های غربی رویدست است ، در حاشیه خواهد راند . به ایران فرصت خوب بیرون شدن از انزوای اقتصادی را از طریق لوله کشی گاز از قلمرو ایران به سوی پاکستان و هند مساعد خواهد ساخت . به این ترتیب چین به تدریج کنترول خود را به منابع و خطوط مواصلاتی انرژی در منطقه قایم خواهد ساخت .
  تعادل ژیوپولتیک و ستراتژیک در منطقه از طریق تآمین امنیت در افغانستان شکل میگیرد . 
  افغانستان برای حفظ دست آورد های ده سال اخیر در عرصه دیموکراسی ، حقوق بشر و حقوق زن و جلب سرمایه های خارجی برای تآمین رشد اقتصادی به امنیت و ثبات سیاسی ضرورت دارد .
  تآمین امنیت مستلزم عبور افغانستان از حالت جنگ به حالت صلح از طریق استقرار یک حکومت انتقالی است .
  حکومت انتقالی به موافقت مقاومت مسلح از سه تا چار سال  از تکنوکرات های بیطرف تشکیل میشود و وظایف آتی را به عهده خواهد داشت :
  ــ  تشکیل یک اداره عاری از فساد 
  ــ  تقویت ظرفیت مسلکی و محاربوی قوای مسلح بکمک کشور های دوست
  ــ  انحلال قوت های موازی ( کمپنی های خصوصی امنیتی ، ملیشیای قومی ، پولیس محلی ... )
  ــ  تنظیم پلان خروج قوای خارجی 
  ــ  تدارک زمینه محاکمه جنایت کاران داخلی و خارجی جنگ 
  ــ  تسوید یک قانون اساسی جدید که دران موازین حقوق بشر ، حقوق زن و دیموکراسی حفظ شده باشد و  دعوت لویه جرگه برای تصویب آن
  ــ  سازماندهی انتخابات 
  حکومت جدید به مثابه پارتنر متساوی الحقوق ، کشور های مهاجم را به احترام قوانین بین المللی دعوت  خواهد کرد و شریک قابل اعتماد  حل معضلات منطقوی و مبارزه ضد تروریزم خواهد بود .                                                  «  پایان  »

 فرانسه . 12 نوامبر 2012
دوکتور عثمان تره کی